خـط خـطی هـای یـکــ پــسر روانــی

خدایا ما فقط تو رو داریم ، مواظب خودت باش .

ﻣﺮﺩﻡعجيب شدنا

ﺩﺧﺘﺮه ﺗﻮ ﻓﻴﺲ ﺑﻮﻙ اﺳﻤﺸﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ

ﮔﻔﺘﻢ ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻲ?

ﮔﻔﺖﮔﻴﺠﻴﺎ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﻣﻴﺸﻪ ﺳﺎﺣﻞ ﺩﻳﮕﻪ

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 25 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
خدا هيچکسو شرمنده بچش نکنه... . . . . . چند وقتيه کودک درونم ازم مامان ميخواد
نوشته شده در پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
گاهي وقتا ما كسيو دوست داريم ولي اون نمي فهمه 

گاهي وقتا اون مارو دوست داره ولي ما نميفهميم !!

خلاصه يه مشت نفهم دور هم جمع شديم تشكيل جامعه داديم...

نوشته شده در پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
رفیقم الان زنگ زد گفت: پایه ای بریم بدوئیم؟ 

بهش میگم کسخل من روزنامه ورزشی میخونم نفسم بند میاد
بیام بدوئم...
نوشته شده در شنبه 8 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
اﺩﻋﺎﻱ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺭو اﻳﻨﻘﺪﺭ ﻫﻤﻪ ﻛﺮﺩﻥ.ﺟﻨﺪﻩ ﺷﺪ ...

نوشته شده در جمعه 7 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
ﻣﻴﺪﻭﻧﻢ ﻣﻦ اﮔﻪ ﻏﺪﻩ ي ﺳﺮﻃﺎﻧﻲ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻡ

ﺑﺎﺯ هم ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻧﻤﻲ ﻛﺮﺩﻡ...

 

نوشته شده در پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﻛﻪ  ﻭﻗﺘﻲ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺩﺭﻭ ﺭﻭ  ﻫﻤﻪ ﺑﺴﺖ

 

ﻛﺼﺎﻓﻄ ﺩﺭﻭ ﺭﻭ ﻣﻨﻢ ﺑﺴﺖ

ﺭﻭاﻧﻲ ﺩﺭﻭ ﻭا ﻛﻦ ﻣﻨﻢ...

نوشته شده در چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
اگه دیدی کسی که قبلا خیلی باهات صمیمی بود ازت دوری میکنه و فاصله میگیره
جای اینکه اونو متهم کنی برگرد ببین چیکار کردی که دوری میکنه ازت ...

نوشته شده در سه شنبه 4 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
نمک اگه میدونست بعدها قراره ملت به آدمای کونی و چاقال بگن نمکدون
حاضر بود بره ثبت احوال اسمشو به عن تغییر بده
ولی دیگه با شخصیتش بازی نشه ...

نوشته شده در دوشنبه 3 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
انقدر به قرمه سبزی ارادت دارم
 که ازم بپرسن بریزم تو کاسه یا روی برنج ممکنه جواب میدم
بپاچ رو سینه م ...

نوشته شده در یکشنبه 2 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
میخوام املت درست کنم رُبمون تموم شده
یکیتون بیاد یه رب بده ...

نوشته شده در شنبه 1 شهریور1393ساعت توسط پسر روانی | |
مرگ یه بلگفایی اون موقع نیست که بیاد ببینه وبلاگش با چن هزارتا مخاطب به گارفته
اون وقتیه یه مدت نباشه بعد بیاد ببینه کسی سراغشو نگرفته :(

نوشته شده در چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
از حال ما اگر پرسیده باشید، پاسخش بی ادبیست ...

نوشته شده در سه شنبه 28 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
ﺗﻮ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﯾﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ " ﺑﻤﺐ ﻭﺳﻂ "
ﯾﻪ ﺑﻤﺐ ﻭﺳﻂ ﻣﯿﺰﺍﺭﻥ ﺗﺎﯾﻤﺮﺵُ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﻫﺮﮐﯽ ﺍﻭل ﺩﺭ ﺑﺮﻩ ﺧﺮه ...

نوشته شده در دوشنبه 27 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
بابا اومدیم اینجا دورهم ک*س*ش*ر بگیم بخندیم
وگرنه اون بیرون پر آدمه دو روعه که کل روز دارن شعار میدن
خودتون باشین حتی اگه بنظر جالب نیستین :)

نوشته شده در شنبه 25 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
نميدونم بدنا ضعيف شده يا احتراما سنگين شده
كه بعضيا نميتونن احترامشون رو نگه دارن ...

نوشته شده در شنبه 25 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
مرز شوخي و جدي خيلي باريكه
اينجا اهسته بكنيد شوخی...

نوشته شده در جمعه 24 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
من خیلی وقت ها برای خودم غیر بوده ام.
آزار داده ام آن خودِ دیگرم را. آنی که دلش می خواست خودش باشد.
اینکه من خیلی دلم می خواهد روی صندلی چرخدار بنشینم از ناشکری نیست، از خستگی است.
البته آدم باید از خستگی هایش هم مراقبت کند.
خستگی را بیایند ببرند آدم خطرناک می شود.
خستگی را بیایند ببرند آدم شجاع می شود.
می رود سوار ترن هوایی می شود.جیغ و داد می کند. عاشق می شود.
آدم باید از خستگی هایش نگهداری کند.
آنی هم که از نشستن روی صندلی چرخدار خسته است باید هی به یاد بیارود که خیلی هم خوب نیست آدم روی دو پایش بایستد.
تا زمانی که ایستاده ای، تا می توانند تبرت می زنند. هی زیر پاهایت آتش های ریشه سوز روشن می کنند. اما به محض اینکه از پا می افتی، همه مهربان می شوند، دستگیر می شوند. می آیند بالا سر درختی که خودشان از ریشه زدند باران می شوند با چشم هایشان.
اینها همان غیر اند که می گویم. از هرجا که غیر باشد باید گریخت ...

نوشته شده در پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
من با هیچی خاطره عشقی ندارم
تهش یه دایان گوش میدم هی به خودم میگم:
بابا تو شکست عشقی خوردی یادت نمیاد ...

نوشته شده در چهارشنبه 22 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
اگه يه پسر اومد بهت گفت من تورو واسه سكس نميخوام
شك نكن جاي ديگه سكس ميكنه ...

نوشته شده در سه شنبه 21 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
اسم تورو بر روی قلبم نوشتم ، قلبم رید ، گفت این کیه دیگه ؟

نوشته شده در دوشنبه 20 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
آدم موقعي كه ناراحته كبكش ناخواسته داريوش ميخونه...

نوشته شده در یکشنبه 19 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
فاتح قلبها اونایین که صاحب دل های مهربونن .....

نوشته شده در شنبه 18 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
یوقتا هم کرم از خودته
حالِت خوبه هاااا اما هی دنبال یه بهونه میگردی حالتُ خراب کنی و زار بزنی :|

نوشته شده در جمعه 17 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |

مرخصی تموم شد از امشب تا 4 ماه دیگه همگی بدرود...
البته اگه نت خوب بود با موبایل میام میخونمتون
پس لدفن هعی نیاین نگید چرا بهمن سر نمیزنی و فلان و بسال...
اینم که هرشب وبلاگم راس ساعت 23 آپ میشه از قبل تنظیم شده فک نکنید من هستم
همین دیگه ...
حرفی، حدیثی ،دشواری ، چیزی دارید بگید تو کامنت
وسلام ...

نوشته شده در پنجشنبه 16 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
نشد به یکی یکم اهمیت بدیم جوری که متوجه شه برامون فرق داره با بقیه
جاکش بازی در نیاره
استثنا هم نداره همه مثِ همن ...

نوشته شده در پنجشنبه 16 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
عاقا درِ شانسِ مارو گِـل گرفتن ...

نوشته شده در چهارشنبه 15 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
یه روز خیاشور شورشو درمیاره میشه خیار
اصن بد وضی شده :|

نوشته شده در چهارشنبه 15 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
اینایی که تا میای کاری کنی میگن"مردم چی میگن پشت سرت"باس گف:
من خودمم واس خودم مهم نیستمـ چه بــرسه به حـــرف مــردم :)

نوشته شده در چهارشنبه 15 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |
دﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﯾﺨﯽُ ﻣﯿﻠﯿﺴﯿﺪ
ﮐﻪ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺁﺁﻩچووبمم ﺑﺨﻮﺭ ...

نوشته شده در سه شنبه 14 مرداد1393ساعت توسط پسر روانی | |

پيچك دات نت قالب جديد وبلاگ