خـط خـطی هـای یـکــ پــسر روانــی

خدایا ما فقط تو رو داریم ، مواظب خودت باش .

خدا جون میشه بعضی کارای خوبمون رو نقدی حساب کنی ؟

دستمون تنگه

نوشته شده در چهارشنبه 31 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |

نگرانم واسه بعضی ها که پول برقشون زیاد نیاد بس اینا روشنفکرن ....

چه فایده بالای خط فقر باشی

اما زیر خط فهم ...

نوشته شده در چهارشنبه 31 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
روانی نوشت :

دیووونه کننده تر از مهمونی که شب خونه ی آدم می مونه،
مهمونیه که شب می مونه و صبح زود پا میشه و جاشو جمع میکنه
میذاره یه گوشه عین خنگها زل میزنه به در و دیوار تا بقیه بیدار شن ..!

روانی نوشت :

هر خرابی رو میشه آباد کرد جز ذات ِ خرابو...!!!

روانی نوشت :

خودت باش ...
به اعتماد هيچ شانه اي اشک نريز !
به اعتبار هر اشکي هم شانه نباش...

روانی نوشت :

کاشکی خدا به هیچکی غم نده
که بعدش بخواد بهش صبر بده ....

روانی نوشت :

مخاطب خاص ناز زیادی داشت
چون ما عادت نداریم نکشیدیم
شد مخاطب عام...


نوشته شده در چهارشنبه 31 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
راز موفقيت چيست ؟ تصميم گيري درست
تصميم گيري درست از چه ناشي ميشود ؟ از تجربه
تجربه از چه بدست مي آيد ؟ از تصميم گيري هاي غلط پس راحت باشید !

من شخصا یه اشتباه رویک بارتکرارنمی کنم قشنگ 7یا 8 بارتکرارش میکنم که مطمئن بشم اشتباهه

اعصاب چیست ؟ چیزیست که هیچکس ندارد وهمه توقع دارند تو حتما داشته باشی .
توقع چیست ؟ چیزیست که همه دارند ولی تو نباید داشته باشی .
نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
دووووووووووووووووس دختر آدم باید پایه باشه ...
باید وقتی تو خیابون باهاش راه میری از سر کولت بره بالا هر هر بخنده ...
تو ماشینت نشسته داری لایی میکشی جیغ بزنه بگه عاااااشقتم تندتر برووووووو
تا صبح بشینه تو بغلت ماچت کنه
بشینی باهاش نقشه بکشی که بری بانک بزنی اونم پااااایه بگه من میشینم پشت فرمون آماده گاز دادن تو برو بانک و خالی کن بیا...
تیرییپ رنگ و وارنگ بزنه واست رنگای جیـــــــغ هاااااااا ازینا که همه تو خیابون نگاتون میکنن
دوووووووووس دختر آدم باید مثل خودم دیـــــــــــــوونه باشه ...
نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
والدین عزیز! فرزندانتان را تنها رها نکنین، حتی در دنیای مجازی! نیست بچهن، میان اینجام رو اعصاب ما راه میرن !
نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خدایا میشه ما رو امتحان کنی ببینی جنبه پولدار شدنو داریم یا نه ؟
نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
پست ترین آدما،دقیقا همون کسایی هسن که از همون اول اصرار دارن فرشته بودنشونو ثابت کنن !!...

نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
سقراط گفته یونانی ها دروغگو هستندولی خود سقراط هم یونانیه پس دروغ میگه که یونانیها دروغ میگن پس یونانیها راستگو هستندوسقراط هم که یونانیه پس راستگوست پس راست میگه که یونانیهادروغگو هستندپس......آخر یونانیها دروغگواند یاراستگو؟؟!!!!!!

فرستاده  نازنین

نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
آدما رو زیاد تنها نذارین
تو تنهاییشون یه دنیایی برا خودشون میسازن
که دیگه شما توش نیستین !!!
نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
کاش بلگفا انقدر پيشرفت کرده بود که
وقتي پست ميذارم و ميخنديد و نظر نمي دید
از همينجا با بيـــل ميزدم تو سرتون ...

واقعا که ...

نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
تو سرم این نصفه شبی یکی داره سوت میزنه
جاکش ازین سوت خرکیا میزنه
نه سوت بلبلی
هرچیم بهش میگم نزن آقا نزن
گوشش بدهکار نیس
جاکش
عوضی !
نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
بچه قزوينيه ...

ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
یعنی هیچی بیشتر از این بهت فشار نمیاره که به یه نفر بگی دوستت دارم اونم در جواب بگه مـرسی ...
آآآآآآآآآآخه گلابی !
جواب دوستت دارم مرسی نیست که !
نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
مامانه به بچه اش میگه پسرم بخواب عزیزم
بچه میگه نه مامان من از تو می ترسم ...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 27 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
کاش می شد بعضیارو دوباره پس داد به مادرشون …
"بیا مامانش، اینو بگیر دوباره بزرگ کن، این خوب از آب در نیومده...!!!
نوشته شده در شنبه 27 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خدایا خودمونیم ، انگار خاک کم اوردی ، یه سری آدما رو با لجن ماست مالی کردیا !
نوشته شده در شنبه 27 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
ما به دنيا آمديم !!!
اما ...

دنيا به ما نمي آيد ...!

تقصیر ما چیه این وسط
نوشته شده در شنبه 27 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
همرنگی به هر رنگی در میاد !!

ولی آدم باید یه رنگ باشه ، خودشو هر رنگی نکنه واسه هرچیزی ، کثیف نکنه

نوشته شده در شنبه 27 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
اونقد دوست دارم وقتي كنفرانس ميدم استاده بخنده برگردم بهش بگم موضوع خنده داري هست بگو ما هم بخنديم!!!
نوشته شده در شنبه 27 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
روزا کار میکنیم که بتونیم شب یه لقمه نون بخوریم
 شبا یه لقمه نون میخوریم که بتونیم روزا کار کنیم.

خدایا پس کی نوبت ما میشه فقط بخوریم و بخوابیم ...

نوشته شده در شنبه 27 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
+18
.
.
.

شوهره توی خیابون پشت سر خانومش قدم میزد که یکهو خر شد و گفت
عزیزم اینقدر چاق شدی که

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 26 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
شما باورتون نمیشه ولی آدمایی هستن که خوشبخت نیستن ولی با بدبخت کردن ِ دیگران احساس ِ خوشبختی بهشون دست میده ...

نوشته شده در جمعه 26 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |

روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید:.... شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر.

متن از دوست خوبم نازنین

نوشته شده در جمعه 26 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
بهزيستي نوشته بود:
شير مادر ،مهر مادر ،جانشين ندارد
شير مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر يک گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ کس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم عزيز رياضي ام
که هميشه ميگفت:
گوساله ، بتمرگ!
(مرحوم حسین پناهی)

نوشته شده در جمعه 26 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خدايا ! فكرش رو كه مي كنم مي بينم من از تو خوشبخت ترم ! نه به خاطر اينكه به قول شريعتي من چون تويي دارم و تو نداري ها ! ( اهل اين سوسول بازي ها نيستم !!)

من مادری دارم : که شاهکار طبعیته ، مادری که هیچوقت نگفت من همیشه گفت بچه هام ، مادری که خستگی را خسته کرده است و ...

من پدری دارم : بسیار مهربان که میشد از مهربانی هایش به اوج رسید در نگاهش میشد انتهای دنیا را دید و از دستان گرمش میشد که به گرمای خورشید طعنه زد ، ازتمام کوه هایت استوارتر بود و از تمام دریاهایت پاک تر ، ترنم صدایش ارامش جانم بود و ...

دوستان واقعی و مجازی دارم که : اصل معرفتند و دنیای مرامند ... همیشه خجالتمون میدن با رفتارشون ، برخوردشون ...
بعضی ها خراب رفیقن ...
اینا واقعا مردن ....
من رو همینجوری دوست داره وگرنه از ما بهترین رو همه دوست دارن ...

من چون اینایی دارم که تو نداري ........

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
يادمان باشد اگر قاطرمان تنها شد، طلب عشق ز هر کره الاغى نكنيم ....

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
مرد باس
وختی مخاطبش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه
وایسه روبروش بگه :
تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن
حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی
بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه
حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد
آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه
همونجا باس بغلش کنه
نذاره تنا باشه
حرف نزنه عا , توضیح نده عا
کل کل نکنه عا , توجیه نکنه عا
فقط نذاره احساس کنه تناس
مرد باس گایی وختا مردونگیشا با سکوت ثابت کنه
با بغلش ...

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
دلم یه دوسـت دیوونه ی یاغی بی کله میخواد !
کسی که ساعت 12 شب بگه : بیا کله کنیم بریم اتوبان گردی !
کسی که زنگ بزنه بگه : واسه فردا بلیط گرفتم بریم جزیره ! پایه ای دیگه؟
کسی که بین مسیریهوبگه : این رستورانه روتاحالا ندیده بودم،بریم توش ببینیم چی میگه !
کسی که کله سحر زنگ بزنه بگه : من الان سکـس میخوام، میای یا بیام؟؟!
کسی که بگه : شبِ جمعه ای با بچه ها یه مهمونی راه انداختیم؛گه خوردی که درس داری!
خلاصه...
کسی که دیوونگیش،دیوونگیِ بالقوه ی منو بیدار کنه!
دیوونگی ای که خیــلی وقته توی قالب روزمرگی و ترس از آینده فریز شده ...!

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
ســیلی واقعیت رو درســت وقتی می خوری که ؛ وســط زیباترین رویا هســتی ... !
سیلیه رو خوردم که میگما  ...

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من ...
پیشی من  ...
وموشی و ازین کلمه ها طرف خوشش میاد...
امّا اگه بگن حیووون عصبی میشه...؟!
مـگـه جـفـتـشـون یـکـی نـیـسـتـن....؟

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خدايا حتما بايد بميريم تا روحمون شاد شه؟؟؟
نمیشه همیجوری یه حال بدی ؟

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
هر چند وقت یڪبار خودت رو از خودت طلب کن ؛
شاید گم شده باشـﮯ . . .

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
یادت باشه
ديگرانُ بيخيال ،
آدم آبروش جلوی خودش نره !!!

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
بزرگترین درد زندگی اینه که :
واسه اشتباهت هیچوقت خودتو نبخشی ؛ در صورتی که همه تو رو بخشیدن ، و اشتباهتو فراموش کردن ...
ای تو روحت که اینقدر گیر میدی به خودت....

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
شما هارو به تهدیگ ماکارونی قسمتون می دم وقتی دارین با تلفن یا موبایل صحبت می کنین با خودکار روی هر چیزی که دم دستتون بود .چرت و پرت ننویسین یا نقاشی نکشین...
آخه من الان این مدرک پایان تحصیلاتم که بابام در حال موبایل صحبت کردن روش عکس اولاغ کشیده ،کجا ببرم نشون بدم ...

از دست مسولین هم دیگه کاری بر نمیاد ...

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
اگه یهو مثلا کودک درونمو بگیرم مثه سگ بزنم، کودک آزاری محسوب میشه؟؟؟؟
خیلی زر میزنه آخه ...

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
هر جا سخن از عشق و اینجور داستانا میباشد نام یه جاکشی که ریده تو همه چی و رفته میدرخشد..!

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
اولین بار که تو عمرم تقلب کردم :
سال اول ابتدایی ؛ امتحان ریاضی :
پیس پیس (خطاب به جلویم )
گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش ؟
جلوییم : چپ !!!
من : چپ کدوم طرفه ؟

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خيانت است يا عدالت ...؟
نوشت دوستت دارم وبراي 2 نفرفرستاد !...

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
دوستم تا قبل از ازدواج استقلالی بوده الان که خانومش پرسپولیسیه اونم میگه من پرسپولیسیم
خولامصب الان پرسپولیسی شدی یعنی عاجقشی؟ نفله سست عنصر!

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خدايا ...! اندكي نفهمي عطا كن، كه راحت زندگي كنيم !
مرديم از بس فهميديم و به روي خودمون نياورديم...!

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
زمان ما تا دوازده سیزده سالگی
دختر و پسر قر و قاتی تو کوچه بازی می کردیم
یه درصدم به روابط دختری پسری فک نمی کردیم
الان بچه سه ساله بشینی پای حرفاش
چار بار عاشق شده سه بار فارغ !... والا ... بغرعان

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
من دلم می خـواهدخانه ای داشته باشم پردوست.
کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام، گل بگو، گل بشنو.
هرکسی می خواهد واردخانه پرعشق وصفایم گردد،
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند.
شرط وارد گشتن، شست وشوی دلهاست.
شرط آن داشتن دل بی رنگ وریاست.
بردرش برگ گلی می کوبم، روی آن با قلم سبز بهار، می نویسم
 ای یار خانه ما اینجاست.
تاکه سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست؟!

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
روایت داریم تو بهشت بعضی ازمؤمنین چنان غرق در عشق بازی با حوریان می شوند که اصلا رعایت نمی کنند اینجا خانواده نشسته !

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
وقتی اونی که نباید بذاری کنار رو ! بذاری کنار ! دیگه بقیه که عددی نیستن .

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
باور کنید اگر شعور خریدنی هم بود
یه عده بازم از کنارش رد میشدن و نمی خریدن ...

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خداهم که باشی ، بازهم یک عده ازتو ناراضی هستند
اما از بچه های مردم همه راضی اند !

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
مرده به زنش میگه بیا مث تهرونیا بریم رو تخت شیطونی کنیم ،
همین که داشتن میرفتن ، پای مرده میره روی پتو
بچش از زیر پتو میاد بیرون ، داد میزنه :
هـــــوی ، بچه تهرون نکشیمون !

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
فاميل دور:
دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه .
یه سری از دل‌ها درشون بازه . می‌فهمی تو دلش چیه . ولی یه سری از دل‌هاهست که درش بسته‌اس .
این‌ قدر بسته نگه‌اش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه .
آقای مجری : در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟

فامیل دور : در دل ، با درد دل ئه که باز می‌شه .

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
ما از اوناشیم که :
 فشن نیستیم ... بابامون ماشین شاسی بلند نداره بیایم دنبالت ...
مارک کفشمون دیگه آخرش کفش ملیه ... زیر ابروهامونم بدمون میاد نخ کنیم که دختر کش بشیم... مارک تی شرتمون هم دیگه آخرش یا هندونست یا تمساح...
نداریم هر شب ببریمت بیرون خرجت کنیم ... همچین دست پر بیای خونه خواهرت دق کنه از حسادت...
نه سیکس پک داریم نه کات رو سینه... ما از اوناشیم که در نظر دو دیده یار هیچی نیستیم...
ولی... وقتی میگیم دوستون داریم یعنی دوستون داریم....!

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
بضیا هستن ؛
که باید تنها بمونن تا آدم شن !
لعنتیا انقدم شانس دارن که همیشه یکی هست ،
که خرشون بشه ... !!!

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خوش به حالتون که میرین روضه
جاتون وسط بهشته

ما که دنیامون شده آخرت یزید

ما را کی ببره روضه؟
اصلا منو چه به روضه
گریه کن ندارم
وگرنه خودم مصیبتم
دلم کربلاس...!

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
این شاید قصه زندگی خیلی از ماهاست :

یه موقع عاشق یکی بود ، خودشو به هر دری زد ولی طرفش نخواست که نخواست
خیلی سخت بود براش گذشتن !
هزار بار نه شنید ولی بازم پا پس نکشید !!

یه جا دیگه برید...

دید که واقعا به جای عشق داره طرفشو آزار میده !!

سرشو برای اخرین بار چرخوند و گفت خداحافظ ...
....
گذشت گذشت تا یکی اومدو خاطر خواه مرد غصه ما شد
چه میشد کرد ! یه دل تنها که غم طرفشو درک میکنه ؟ کاری نمیشد کرد جز پذیرفتن ...
اما درد از اینجا شروع شد که اونی که میگفت نه حالا اومده میگه اره ...
درد داره اینکه میگم
درد داره ...
با دل خودش چه کنه این مرد غصه ما؟؟
با احساس اونی که دل بهش داده چه کنه؟؟
..
خدایا تو بگو با این دل پر درد چه کند؟
نه اینجا جاشه نه اونجا ....

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
بعضیا دستتو میگیرن و بلندت میکنن تا خودشون بکوبنت زمین.

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
یکی هم بود
خواستم باش حرف بزنم
سر حرف وا نشد
رفت.

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
دختره ابروشو تتو کرده !
دماغشو عمل کرده !
گونه گذاشته !!
تو لبا و باسنشم از این کوفتیا تزریق کرده !!
در حد عروسم آرایش می کنه !
خُب ایشون داره واضح نشون میده که حالش از خودش بهم می خورده دیگه !!!
کـلاً کوبیــده از اول ساختـه !!!

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خدایا مرا که آفریدی گارانتی هم داشتم ؟ دل♥م از کار افتاده !

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |

خیلی ها فکر میکنند عشق سه حرفه .... ولی آنها در اشتباهند عشق همش حرفه....

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
يكي از حماقتهاي زندگيم اينه كه تو زمان بچگي , توي دكتربازي فقط قرص و شربت تجويز مي كردم !!

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
اگه عاشق خری شدیم، منتظر جفتکهاش باشیم اگه طاقت جفتک خوردن نداریم، عاشق هیچ خری نشیم اگه تو عشق جفتک انداختیم، پس خریم ...

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
چرا وقتی یه نفر رو "هلو" خطاب میکنی ، لپاش گل میندازه و حال میکنه ، اما بهش میگی
"گلابی" بهش بر میخوره ، بابا میوه میوه است دیگه !!

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
میگن خدا جای حق نشسته !
خدا جون ، میشه پاشی حق بشینه سر جای خودش ؟

نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
وقتي شما فقط به قيافه و هيكل يه زن توجه كنين، بايد منتظر باشين اونم فقط به حساب بانكي و ماشينتون توجه كنه ...
دنيا بِدِه بستونِ ديگه داداشِ من

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
ﺁﻗﺎ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﻭﻏﮑﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻣﯿﮕﯽ عشقم ﻣﻦ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﺎﻫﺎﺗﻢ,ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﻮ ﺑﮕﻮ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺴﺘﻦ ﮐﻤﺮﺑﻨﺪته  

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
اي پسراني که شلوارهاي صورتي و سرخابي و نارنجي و سبز فسفري و بنفش اعم از گرمکن و کتان و غيرو بر تن مينُمائيد واز خود عکسهاي فشن و خشن ميگيريد آيا به راستي با خود مي انديشيد , فردا روز , که فرزندانتان اين عکسها را ميبينند , از شما دو زار حساب ميبرند ؟؟؟

باباي ما سيبيل داشت ! چخماخي !!! خط اتوي شلوار پارچه ايه دمپاگشادش هندونه قاچ ميکرد ! عاقبتمون اين شد ... !!!!!

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
یه پروفایلایی هس که ادم دوس داره پول بده ولی بره توشو یه نگاهی بندازه در باب ِ فوضولی ...
یعنی یه همچین آدمی هم من ...

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
احترامت واجبه خان دایی. اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد.
کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟
این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی. به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم.کسی از مردن ما ناراحت می‌شه؟ نه ننه !
 سه دفعه که آفتاب بیفته سر اون دیفال و سه دفعه هم که اذون مغربو بگن، همه یادشون می‌ره که ما چی بودیم و واس چی مردیم. من بچه‌ام آره . من خیلی هم ب......چه‌ام.
 واسه این که هر کی تو گوشم بزنه، می‌زنم تو گوشش. اما تو چی؟ دلت می‌خواد تو گوشِت که بزنن بگی من پهلوونم ! پهلوونم باس افتاده باشه ! تو گوشش که می‌زنن سرشو بندازه پایین و از زیر دیوار رد شه. شما اینو بهش می‌گین پهلوونی؟وقتی تاس آدم بد نِشست، بد نِشست. اما من فرار نمی‌کنم. فرار آدمو کوچیک می‌کنه. ولی من تا آخرشو می‌رم .
قیصر (۱۳۴۸)

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
روزگاری ما نگاری داشتیم
اینچنین خار نبودیم اعتباری داشتیم
،ای که در فصل خزان دیدی مرا با پشت خم
این زمستان را نبین ما هم بهاری داشتیم

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خودتونو گول نزنید ... بهترین هم که باشید ... کسی سلامی نمی دهد ... مگر اینکه سودی داشته باشید !

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
اعصاب چیست ؟ چیزیست که هیچکس ندارد وهمه توقع دارند تو حتما داشته باشی .
توقع چیست ؟ چیزیست که همه دارند ولی تو نباید داشته باشی .

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
سلامتی اونایی که قول دادن تا آخرش بمونن ... ولی مشخص نکردن آخرش کجاست....!

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
آدمک زندگی سرده مگه نیست؟
دل عاشق پر درده مگه نیست؟
آدمک دلها محبت ندارن
آدما پا رو محبت می ذران
آدمک دریای درده دل من
گل پژمرده و زرده دل من
آدمک دست و پاهات چوبی و خشکن می دونم
رو سینه ات جای دل رو خالی گذاشتن میدونم
هیچ کسی غصه قلبت رو نخورده
دل آدما آخه تو سینه مرده
هیچ کسی غصه قلبت رو نخورده
دل آدما آخه تو سینه مرده
آدمک بیا بریم شهر خدا
پیش اون شکوه کنیم از آدما
آدمک دلها محبت ندارن
آدما پا رو محبت می ذارن
آدمک دریای درده دل من
گل پژمرده و زرده دل من

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
اونوخت اینا که واسه دخترا کامنت میذارن؛
بعد مثلا خیلی مودبن،
مینویسه "درست است بانو" یا موارد مشابه ...
با کت شلـــوار و کـــــراوات می خـــوابــن شبـــا آیـــــــــا؟

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
فک کن یه صب چشاتو باز کنی
ببینی اع بهشته ، خدا بهم بگه سلام روانی ، بگم سلام خدا
بگه خب دیگه اینجا بهشته ، حالا لنگاتو بنداز رو هم دراز بکش
هر چی آرزو کنی برات بگم بیارن ...

بعد اونجا خدا رو مرامکش می کردم ، می گفتم:

بزرگمونی ، هر چی خودت می خوری بگو بیارن مام تنگش یه لقمه می زنیم .

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
هروقت پيش خودت گفتی ايـــن ديگه با بقيه فرق داره
بدون اونم پيش خودش گفته اينم یه خريه مثل بقيه ...

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
اول مطمئن باش که نمی ریزه بعد تکیه کن
هر کسی واسه آدم تکیه گاه نمی شه....

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
از سيگار روشن هم غافل شوي
جز خاكستر نمي‌ماند ...
همه این بدبختی ها ، این تنهایی ها واسه اینه که ما از هم غافلیم

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
کاش میشد جهان بینیِ مان را هم عمل زیبایی کنیم !

انسانم آرزوست ...

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
قانون طبیعته :

همونایی که بهت محل نمیذارن،

دنبال یکی دیگه مثل سگ له له میزنن !!!

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
یارو نه درس خونده ؛ نه شغلي داره ؛ نه ماشيني ... خلاصه هيچي نداره؛ ازش ميپرسي ازدواج كردي؟ با اعتماد به نفس ميگه هنوز دم به تله ندادم! لامصب تو خودت تله اي!

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
بعضی حرفارو هرچقدم بقیه بگن، تاخودت تجربه نکنی و ب غلط کردن نیفتی باور نمکنی !

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
کلمه" ببخشید "واس بعضیا مثه جونشون می مونه،می ترسن از حلقشون درآد بمیرن!!!

نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی ، تلخ بهت هرچی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
بهشون بگید که اینجا یه نفر همیشه مسته
یه نفر همیشه تنها ، سر این کوچه نشسته
بهشون بگید که قصش مثل شاهنومه درازه
کی بوده؟ کجا رسیده؟ چه جوری باید بسازه؟
حالا قصه هاشو مستا توی میخونه ها میگن
اما اون همیشه مستو توی اونجا راه نمیدن
بهشون بگید که اینجا یه نفر همیشه مسته
یه نفر همیشه تنها ، سر این کوچه نشسته

نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
ای دوست اگر زباده مستی، خوش باش
گر با صنمی دمی نشستی، خوش باش
پایان همه چیز جهان نیستیست ، پندار که نیستی...
چون هستی خوش باش ...
با خاک نشسته ای به مستی ، خوش باش
گلدانی و باز اگر شکستی خوش باش
گردونه گذشته ، قصه ما این است
هستی دل من ، برای هستی خوش باش

نوشته شده در شنبه 13 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه ي عمر دمی بود و نمیدانستیم

حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم

تشنه لب ، عمر بسر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم

نوشته شده در شنبه 13 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
شاید آنروز که سهراب نوشت:
تا شقایق هست زندگی باید کرد،
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت؛
باید اینطور نوشت:
هر گلی هم باشی چه شقایق،
چه گل پیچک و یاس،
زندگی اجباریست،
زندگی در گرو خاطره هاست،
خاطره در گرو فاصله هاست،
فاصله تلخترین خاطره هاست .!!

نوشته شده در شنبه 13 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
درد بعضی آدما رو نمی‌شه دید...

نه که نشه، شاید روو نمیکنن، به استیصال که می‌رسن، به چیزی پناه می‌برن ، بعضی به کار، بعضی به بافتن، بعضی به ساختن و بعضی به نوشتن...
همینا هستن که وقتی حالشوون رو می‌پرسی، لبخند می‌زنن "خوبم"، "خوبیم" ...
بغض اگه داشته باشن، ناپدید می‌شن...
همونا که بیشتر مهموونی می‌دن، بیشتر مهموونی می‌رن، بیشتر می‌رقصن...
شاید میون شادی‌ها، میون دل خوشی‌های دنیا به دنبال یه نفس زندگی ن...این آدما شاید همون دوستان بگو بخندمون باشن...قبلا فکر می‌کردم درستش همینه ...

نمی‌شه که مدام نالید...
نمی‌شه به همه ی آدما از غصه‌ها گفت، نمی‌شه در جواب چطوری‌ها، گفت که درد می‌کشم... نمی‌شه برای همه ی آدما پیرهنت رو کنار بزنی و جای زخمت رو نشون بدی که بعضی نامحرمن و بعضی اوونقدر عزیز که حیف ت میاد از درد تو آزرده شن..
فکر می‌کردم آدمی که قوی باشه، جایی از دردهاش نمی‌گه، نمی‌نویسه، که کسی بخووونه، که کسی بدونه
گاهی اما، حس می‌کنم اشتباهه ...

شاید آدم باید دردهاش رو جار بزنه .. پنهون نکنه ... گاهی به زور صاف ایستادن ، اشتباه ست ... خمیدگی‌ها که معلوم شه خواه نا خواه این برچسب رو رووت می‌زنه که " بارم کافی ست ، لطفا اضافه   تر ش نکنید" ...
گاهی باید زخم‌هات رو باز بگذاری تا اقلا اگه همدردی نکنن روش ضربه‌ی دیگه ای نزنن ...         شاید نمک‌پاششون رو غلاف کنن.

نوشته شده در جمعه 12 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
خدا برای این عشق به تو مدیونم ...

تا جون دارم بدون قدرشو میدونم...


میخوام دعا كنم تموم عشقارو...


خدا برای امشب از تو ممنونم

نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
بی خبر از همه خوابیدن چه سود؟
بر مزار مردگان خویش خوابیدن چه سود؟

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید

ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟

گر نرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود؟

گر نپرسی حال من تا زنده ام
گریه و زاری و نالیدن چه سود؟

زنده را در زندگی قدرش بدان
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟

نوشته شده در چهارشنبه 10 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
یه موقعی هست هی بخودت میگی عب نداره میرم مینویسم خالی میشم !
میرم مینویسم سبک میشم!
میرم مینویسم بقیه ام میفهمن دیگه این کارو با کسی دیگه نمیکنن
میرم مینویسم تا بقیه ام در جریان باشن !
میرم مینویسم تا بقیه ام بدونن اگر تو فلان وضعیت قرار گرفتن واکنششون باید این باشه!
میرم مینویسم تا خالی بشم
میرم مینویسم تا تموم بشم
ولی اگه یهو کرمش به جونت بیفته که دیگه نوشتنم فایده نداره !
اگه خسته شده باشی چی!

نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه


ای روزگار لعنتی ، تلخ بهت هرچی بگم


من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |
نردبان دلم شکسته است
میشود برایم کمی دعا کنی؟؟؟

یا اگر خدا اجازه میدهد

کمی به جای من خدا خدا خدا خدا کنی؟؟؟
راستش دلم مثل یک نماز بین راه
خسته وشکسته است !
میشود برای بیقراری دلم
سفارشی به آن
رفیق با وفا
کنی؟

نوشته شده در دوشنبه 8 خرداد1391ساعت توسط پسر روانی | |

پيچك دات نت قالب جديد وبلاگ